|
نیـــستــــــــــان کز نیــــــستان تا مرا ببریده اند / از نفیرم مرد وزن نالیده اند
|
وقتی که باران توی رؤیاها نمیبارد وقتی نسیمی نیست؛ باید برای خوابهایم رمز بگذارم.
از : میر فضلی [ پنجشنبه پنجم اسفند 1389 ] [ 9 قبل از ظهر ] [ آذر بانو ]
[ ]
[ یکشنبه دوم بهمن 1390 ] [ 10 بعد از ظهر ] [ آذر بانو ]
[ ]
"تاريخ" شاعر هنوز از درد غربت مينويسد از لحظههاي تلخ هجرت مينويسد در خانه اما دست خون آلود جلاد برچهرهي خورشيد، ظلمت مينويسد
روي دخيل بسته بر بازوي گلها اوراد جادوي جهالت مينويسد آن لكه را خوش باورانه، قطره ديديم گفتيم دريا را به جرأت مينويسد ناگفته ميماند، ولي معناي انسان تاريخ را وقتي وقاحت مينويسد
دنياي ما درد است و اين دنياي بي درد غمهاي كوچك را مصيبت مينويسد بر شيشههاي شبزده، باران غربت اندوه ما را بينهايت مينويسد در فصل زرد عشق، پاييز غزلهاست دستم فقط از روي عادت مينويسد از : اردلان سرفراز
[ سه شنبه بیست و هفتم دی 1390 ] [ 10 بعد از ظهر ] [ آذر بانو ]
[ ]
[ شنبه دهم دی 1390 ] [ 9 قبل از ظهر ] [ آذر بانو ]
[ ]
اینچا ... "خدا بودن " هم مشروط است تا چه رسد به ... آدم بودن و آزادی ...
[ دوشنبه بیست و هشتم آذر 1390 ] [ 11 بعد از ظهر ] [ آذر بانو ]
[ ]
![]() از فــــراسوی ازل تا ابد ای حلـــــــق بریده مــــی رود دایــــره در دایره پژواک صدایت... ( ؟)
[ جمعه یازدهم آذر 1390 ] [ 8 بعد از ظهر ] [ آذر بانو ]
[ ]
گاهی کلام در وصف واقعیت ما کم میآورد ناچار این سه نقطه و... دیگر هیچ!. از : امیر فضلی ____________________ و البته گاهی هم بیم از بیان "واقعیت" ما را به وادی این سه نقطه ... می کشاند و دیگر ... هیچ .
[ جمعه چهارم آذر 1390 ] [ 9 بعد از ظهر ] [ آذر بانو ]
[ ]
از یکی پرسیدن آخرین باری که سینما رفتی کی بود؟ گفت یازده سال پیش. پرسیدن آخرین باری که فوتبال دیدی کی بود؟ گفت نه سال پیش. پرسیدن آخرین بار که موسیقی گوش کردی کی بود؟ گفت بیست سال پیش تصادفی توی تاکسی اونم یه کم. گفتن ببخشید شما کارشناس مسایل جوانان نیستین؟ گفت بله هستم!!! ________________________ به نقل از کتاب : چسب زخم از ابراهیم رها ( که برای چهارمین بار منتشر شد ) "چسب زخم»، حسنش این است که تاریخ مصرف ندارد، اما کلی مصرف دارد! این روزها اگر دست و پایتان زخم و زیلی شد، چسب زخم به کارتان می آید، باور کنید!» _____________________ بخش هایی دیگر از این کتاب را در کتاب نیوز بخوانید
[ پنجشنبه بیست و ششم آبان 1390 ] [ 8 بعد از ظهر ] [ آذر بانو ]
[ ]
ای کاش یک بار دیگر ![]()
[ دوشنبه بیست و سوم آبان 1390 ] [ 11 بعد از ظهر ] [ آذر بانو ]
[ ]
در گذر از ثانیه های ملال انگیز حیات ، به این شعر اخوان رسیدم خطاب به خداوند سروده است : خواندنش حال وهوای دیگری داشت ...
مگر پشت این پرده ی آبگون تو ننشسته ای بر سریر سپهر، به دست اندرت رشته ی چند و چون؟ شبی جبه دیگر کن و پوستین فرود آی از آن بارگاه بلند، رها کرده ی خویشتن را ببین. زمین دیگر آن کودک پاک نیست. پر آلودگی هاست دامان وی، که خاکش به سر گرچه جز خاک نیست. گزارشگران تو گویا دگر زبانشان فسرده است یا روز و شب دروغ و دروغ آورندت خبر....
در همین گیرودار لینکی را دیدم که سخت هراس آور بود آنقدر تأمل برانگیز و هراسناک که مدت ها به گذر این ثانیه ها خیره بودم ... شما هم ببینید ، حتمأ به دیدنش می ارزد . http://www.worldometers.info/fa نمی دانم چقدر صحت دارد ... اما هر چه هست ... هست . [ پنجشنبه پنجم آبان 1390 ] [ 6 بعد از ظهر ] [ آذر بانو ]
[ ]
[ پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390 ] [ 8 قبل از ظهر ] [ آذر بانو ]
[ ]
معروف است که یکی از بزرگترین کشفیات ارشمیدس در حمام صورت گرفت و وی شوقزده، لخت مادرزاد از حمام بیرون زد و فریاد کشید «یافتم، یافتم».از کتاب «مو، لای درز فلسفه» - اردلان عطارپور
[ پنجشنبه بیست و هشتم مهر 1390 ] [ 8 قبل از ظهر ] [ آذر بانو ]
[ ]
![]() . . . حالا شما چه نتیجه ای می گیرید؟؟
[ پنجشنبه بیست و یکم مهر 1390 ] [ 9 قبل از ظهر ] [ آذر بانو ]
[ ]
پاییز که با سخن نیمه سبز و سکوت زرد فرا می رسد حرف های دیگری دارد او بیش از آنکه خاطره ها را بیاراید تجربه ها را می پیراید ... ( ؟ ؟ )
[ جمعه پانزدهم مهر 1390 ] [ 8 بعد از ظهر ] [ آذر بانو ]
[ ]
استیو جابز درگذشت. استیون پل جابز، بنیانگذار، رییس و مدیراجرایی سابق شرکت اپل (ارزشمندترین شرکت فناوری جهان) روز چهارشنبه پس از چند سال مبارزه با بیماری سرطان، در سن 56 سالگی دار فانی را وداع گفت. وی تنها چند هفته پیش بهدلیل مشکلات سلامتی از مدیریت اجرایی اپل خود استعفا کرده بود. شرکت اپل در بیانیهای اعلام کرد: «اپل نابغهای خلاق و رویایی و جهان، انسانی شگفتانگیز را از دست داد. گروهی از ما که آن قدر خوششانس بودند که توانستند استیو را بشناسند و با او کار کنند، دوستی عزیز و مربیای امیدبخش را از دست دادهاند. استیو شرکتی را برجا گذاشت که فقط خودش میتوانست برپایش کند و روان او برای همیشه در اساس اپل باقی خواهد ماند». شنیدن این خبر تأسف آور مرا واداشت یکی از سخنرانی های زیبای جابز را به دوستان دنیای مجازی تقدیم کنم .این سخنرانی را ممکن است شنیده باشید ... خواندن مجدد آن ، این امیدواری را به وجود می آورد که : هنوز می توان به آینده دنیا خوشبین بود .و هنوز مردان بزرگی هستند که تلاش می کنند دنیا جای امنی برای زندگی شود ... استیو جابز در سال ۲۰۰۵ در مراسم فارغ التحصیلی دانشجویان دانشگاه استنفورد شرکت کرد و یک سخنرانی مشهور در آنجا انجام داد. شاید بسیاری از شما قبلا این سخنرانی را دیده باشید اما در چنین روزی خواندن مجدد آن نکات زیادی را به ما یادآوری می کند و کسانی هم که تا به حال آن را ندیده اند می توانند از سخنان استیو جابز لذت ببرند. من امروز خیلی خوشحالم كه در مراسم فارغالتحصیلی شما كه در یكی از بهترین دانشگاههای دنیا درس ميخوانید هستم. من هیچ وقت از دانشگاه فارغالتحصیل نشدهام. امروز ميخواهم داستان زندگی ام را برایتان بگویم. خیلی طولانی نیست و سه تا داستان است. اولین داستان مربوط به ارتباط اتفاقات به ظاهر بی ربط زندگی است: من بعد از شش ماه از شروع دانشگاه در كالج رید ترك تحصیل كردم ولی تا حدود یك سال و نیم بعد از ترك تحصیل به دانشگاه ميآمدم و ميرفتم و خب حالا ميخواهم برای شما بگویم كه من چرا ترك تحصیل كردم. زندگی و مبارزهی من قبل از تولدم شروع شد. مادر بیولوژیكی من یك دانشجوی مجرد بود كه تصمیم گرفته بود مرا در لیست پرورشگاه قرار بدهد كه یك خانواده مرا به سرپرستی قبول كند. او شدیداً اعتقاد داشت كه مرا یك خانواده با تحصیلات دانشگاهی باید به فرزندی قبول كند و همه چیز را برای این كار آماده كرده بود.
داستان سوم من در مورد مرگ است:
stay hungry stay foolish
_______________________________________________
در مورد جابز بیشتر بدانیم . این هم فیلم کامل سخنرانی استیو با زیر نویس فارسی [ پنجشنبه چهاردهم مهر 1390 ] [ 8 بعد از ظهر ] [ آذر بانو ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |